العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

169

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

آمَنُوا چون با سلمان و مقداد و ابا ذر و عمار . . . برخورد ميكردند قالُوا آمَنَّا ميگفتند ما هم مانند شما ايمان به نبوت محمد صلّى اللَّه عليه و آله و امامت برادرش على عليه السّلام داريم و ايمان داريم كه على عليه السّلام برادر پيغمبر و وزير و پشتيبان او و خليفه او بر امت و وفاكننده به وعده‌هاى پيغمبر و اداكننده ديون پيغمبر و قيام‌كننده و متحمل رنج و زحمت اداره امت و قيم و سرپرست مردم است كه اگر برهبرى او عملا گردن نهند امت را از شمول سخط و غضب الهى مصون ميدارد و در شاهراه سعادت و خوشبختى رهبرى ميفرمايد و ايمان داريم كه خلفاء بر حق او ائمه بعد از على عليه السّلام ستارگان درخشان و ماه‌هاى تابان و خورشيدهاى فروزان هستند و دوستان آنها دوست خدا و دشمنانشان دشمن خدا ميباشند و حتى بعضى از يهود ميگفتند گواهى ميدهيم كه محمد داراى معجزات و آورنده دلائل واضح و روشن است . و دنباله داستان را ( در تفسير امام ) ادامه داده همانطور كه در فصول و ابواب معجزات رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و در باب جنگ بدر ذكر شده . و چون اين يهوديان منافق با يهود ديگر ملاقات مينمودند از اينها معترضانه سؤال ميشد كه چه گرديد ؟ رفتيد مسلمانان را از حقائقى كه ( بِما فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ ) خدا علمش را در اختيار شما قرار داده و از دلائل و شواهدى كه بر صدق نبوت محمد صلّى اللَّه عليه و آله و امامت برادرش على بن ابى طالب بهترين گواه است خبر داديد لِيُحَاجُّوكُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّكُمْ تا در نتيجه شما را بحسب برهان و منطق و واقع مغلوب و محكوم نمايند و استيضاح نموده و بگويند شما كه اين مطالب را فهميده و ديده‌ايد چرا ايمان نياورده و تسليم اين حقائق نميشويد و خيال ميكردند كه اگر اين مطالب را در اختيار مسلمين نگذارند ديگر پيغمبر دليلى بر حقانيت خود و محكوم كردن آنان ندارد و لذا خداوند متعال فرمود أَ فَلا تَعْقِلُونَ آيا نمىفهمند . اين دلائل و مطالبى كه اثبات حقانيت و نبوت محمد صلّى اللَّه عليه و آله را مينمايد و بعضى از يهودى براى مسلمين بازگو ميكنند اين حقائق را خود مسلمانان ميدانند گر چه آنها اظهار نكنند أَ وَ لا يَعْلَمُونَ آن دسته از يهود كه بدسته ديگر از خودشان اعتراض ميكنند ( كه چرا مسلمانان را از اين مطالب آگاه مينمائيد ) اين مقدار از درك و شعور را ندارند أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ كه خدا كينه و دشمنى نهفته آنان و نقشه نفاق آميز سرى آنان را ميداند وَ ما يُعْلِنُونَ كه تظاهر به ايمان ميكنند كه به خيال خودشان از اين راه صدمه بيشترى به پيغمبر و يارانش بزنند و با اظهار اسلام با مسلمين رابطه بيشترى پيدا كرده و بر اسرار داخلى مسلمانان آگاهى پيدا نموده و آنها را در اختيار دشمنان دين قرار دهند . خداى محمد صلّى اللَّه عليه و آله از تمام اين دسيسه‌ها كمال آگاهى را دارد . خداوند هم در مقابل نقشه شوم آنان تماميت و تكميل كار پيغمبرش را و رسيدن بهدف مقدس او را خود